محمد مهريار
43
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
سخن را مكرر گفتهايم و اينك هم مىگويم كه اگر به فكر چاره نيفتيم قلت آب در ايران فاجعهء بزرگى خواهد شد كه علاج و تدبيرى پس از حصول نخواهد داشت . ما قومى بودهايم كه سرمايه هستى خود ، درختان و گياهان را خورده و سوزاندهايم و اينك تشنه ماندهايم . علاج ما درختكارى است به صورت يك برنامهء وسيع ، كشت با هواپيما براى بذرپاشى گياه ، ايجاد درختستانها ، درختكارى به هر صورت كه ممكن شود و در هر جايى در مملكت و سرانجام توسعهء پوشش گياهى كشور و افزايش گياهانى كه به آب كم احتياج داشته باشد مثل گياه اترى فلكس و غيره و غيره ، ولى تا وقتى كه از بيابان خشك و لميزرع ترس و وحشت نداريم بايد بدانيم كه غول بيابان يعنى خشكى و كمآبى ما را خواهد برد و خواهد خورد . واژهشناسى : گفتيم كه اين ده كوچك است ولى لفظ آن يكى از بزرگترين و پر معناترين و محبوبترين واژههاى زبان فارسى است . توضيح آنكه كلمهء آتش در زبان فارسى « آتش » ، « نش » ، « تش » ، « نيش » ، « آتر » ، « آذر » و « آدر » تلفظ مىشود . پس از دو جزء اين كلمه « ادر » و « او » جزء اول همان كلمهء آذر زيبا و دلاويز است . قبلهء زردشتيان كه به قول دقيقى ، زردشت از بهشت آورده است ، يعنى همان آتش را كه در مجمر زردشت از بهشت آورد . يكى مجمر آتش آورد باز * بگفت از بهشت آفريدم راز از آن تاريخ « آذر » مطلوبترين واژهء زبان فارسى است و همانطور كه ديديم بر روى بسيارى از امكنه و بقاع ايران نهاده شده است . جزء دوم بىشك همان « واو » تصغير است . اين كلمه به ما مىگويد كه تاريخ يزد و نواحى آن به چه دورهء كهن باستانى باز مىگردد . توضيح اينكه « آدر » معادل « آذر » بر آتشكده نيز اطلاق مىشود . دقيقى گويد : يكى سرو آزاده را زردهشت * به پيش در آذر ايدر در بكشت يعنى سرو را در مقابل آتشكده كشت و اينجا هم آتشكدهاى داشته و آتشكدهء كوچك كه نام آن مانده و آدرو تلفظ شده است . آدريان deriy n آدريان ، ديهى است كه در باختر اصفهان به فاصلهء قريب به بيست كيلومتر ، بر سوى باختر كوه معروف آتشگاه و متمايل به شمال قرار دارد . جادهء اصفهان به سده ( همايونشهر سابق و